هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
34
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
جاى بدى ماندهاند و اگر وارد مدينه شوند مردان رودرروى آنان مىجنگند و كودكان از فراز بامها آنان را با سنگ مىزنند و اگر بازگردند همانگونه كه آمدهاند ناكام بازمىگردند » . اين نظر را برخى از بزرگان صحابه همچون ابو بكر و عمر و برخى از انصار نيز داشتند . ولى جوانان مهاجر و انصار و برخى از كهنسالان كه در بدر حضور نيافته بودند و برخى كه در آن حضور يافته و شيرينى پيروزى را چشيده و دلهاشان از ايمان پر بود ، پنداشتند كه شكست نمىخورند ، و دوست داشتند بيرون روند و با دشمنى كه به سرزمين آنان وارد شده روبرو شوند ، مبادا كه به ترس و بزدلى متهم گردند . ( 1 ) اياس بن ابى اوس يكى از بنى عبد الاشهل گفت : « اى رسول خدا من دوست ندارم قريش به نزد قوم خويش بازگردند و بگويند ما محمد را در حصارها و دژهاى مدينه محاصره كرديم و اين باعث گستاخى قريش گردد ، در حالى كه آنان مزارع ما را لگدكوب كردهاند . اگر ما از آبرو و كشتهايمان دفاع نكنيم پس براى چه مىكاريم ؟ اى رسول خدا هنگامى كه ما در جاهليت خود بوديم و اعراب به ما حمله مىكردند اين گونه به خوارى ما اميد نمىبستند ، ما با شمشيرهامان به سراغشان مىرفتيم و آنان را از خود مىرانديم . حال چگونه امروز كه خداوند ما را به وسيله تو يارى نموده و راه خود را يافتهايم در خانههايمان خود را در محاصره قرار دهيم » . ( 2 ) خيثمه ابو سعد بن خيثمه نيز برخاست و گفت : « اى رسول خدا قريش در طى يك سال گروههاى رزمنده را گرد آورده ، قبايل عرب را از سرزمينشان بسوى خود كشانده ، قبايل همپيمانش را با خود همراه كرده ، آنگاه اسبان را برداشته بر شتران سوار گشته و به سرزمين ما آمدهاند و ما را در خانهها و دژهامان محاصره مىكنند . سپس بهرهمند و بىآنكه زخمى بردارند بازمىگردند . اين واقعه آنان را بر ما گستاخ مىكند ، تا آنجا كه از هر سو بر ما يورش آورند ، خانههاى ما را تصرف كنند و ديدهبان و جاسوس بر ما بگمارند - علاوه بر آنچه كه با كشتزارهاى ما كردهاند - و اعراب اطراف